جمعه ۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

سه توصیه برای سبزها

جنبش سبز در مقطع حساسی قرار دارد. از یک سو احتمال دستگیری کروبی و موسوی افزابش یافته است. از سوی دیگر جنبش به شدت نیاز به یک حضور فراگیری میلیونی همانند بیست و پنج خرداد و یا روز قدس دارد. و در کنار آن تمهید استراتژی و تاکتیک نیز ضروری می نماید. در ذیل سه توصیه برای سبزها ارائه می گردد. امید که به آغاز فراخوان و بحثی جامع و فراگیر بدل شود.
الف- حرکات و کردار رژیم این گمان را افزایش داده است که کودتاچیان در حال آماده سازی شرایط برای بازداشت کروبی و موسوی و یا حداقل یکی از آنها هستند. جنبش باید به شدت به احتمال دستگیری موسوی و کروبی حساسیت نشاد دهد تا کودتاگران دریابند که این عمل آنان همراه با عکس العملی سنگین و پرهزینه خواهد بود. اگر دستگیری رهبران جنبش در دستور کارشان باشد بعید نیست که برای آماده سازی شرایط برای دستگیری رهبران جنبش، نظام برای نخستین بار تانک ها و ادوات سنگین خود را وارد خیابان های تهران کند و به جای برخورد با نیروی ضد شورش، اینبار ما با گارد جاویدان رژیم (سپاه) رو در رو باشیم که به جای باتوم و اسپری فلفل، مسلسل های جنگی مانند یوزی (ساخت اسراییل) و یا ام پی فایو به همراه دارند. بی شک اگر چنین صحنه هایی پیش آید از تعداد کسانی که در صورت دستگیری رهبران جنبش به خیابان ها خواهند آمد کاسته خواهد شد و تعداد معدودی که به خیابان ها می آیند به عنوان محارب به خاک و خون کشیده می شوند. پیشنهاد می شود در این روزهای باقیمانده تا بیست و دوم بهمن مردم دعوت به نافرمانی های مدنی کم هزینه و دور از خشونت مانند آمدن به پشت بام ها شوند تا با بانگ اله اکبر قدرت و تعداد خود را نشان دهند.
ب – فارغ از نگرانی ها در خصوص دستگیری موسوی و کروبی، جنبش سبز باید خیزش وسیع و سنگینی برای تصرف خیابان ها در روز بیست و دوم بهمن ماه بر دارد. شاید روز بیست و دوم بهمن ماه پنجاه و هفت را بتوان "نقطه صفر"ی در تاریخ معاصر ایران به حساب آورد که می توانست با مدارا، دوری از انقلابی گری و رادیکالیسم آغازی برای دموکراسی باشد. تمام شعارهای کنونی جنبش سبز به گونه ای درخواست برای بازگشت به روز بیست و دوم بهمن ماه پنجاه هفت و آغازی دوباره از این نقطه است: آزادی، استقلال و جمهوریت (در مقطع کنونی درگیر اسلامی بودن یا سکولار بودن این جمهوری نمی شویم). در خصوص راهپیمایی روز بیست و دوم بهمن پیشنهاد می شود: 1-اطلاع رسانی نه فقط از طریق وب، بلکه از طریق شب نامه و شعارنویسی، دهان به دهان به گونه ای انعکاس یابد که مطمئن باشیم حرف ما، هدف ما به بسیاری از آنان که جنبش سبز را تنها از طریق صدا و سیمای لجن پراکن می شناسند نیز رسیده باشد. 2- با توجه به حضور احمدی نژاد در این راهپیمایی شعارها حول محور او قرار گیرد. تصورش را بکنید که وقتی می خواهد در میدان آزادی روز بیست و دوم بهمن ماه سخنرانی کند، صدها هزار نفر علیه او شعار دهند. اگرچه گفتنش سخت است و پذیرش آن نیز از سوی جنبش سبز در این مقطع شاید دشوار به نظر برسد، اما این بازگشت تاکتیکی از ولایت فقیه به رییس جمهوری در مقطع کنونی و به خصوص در روز بیست و دوم بهمن ماه ضروری به نظر می رسد. جنبش سبز اگر در توان و اهدافی که مطابق توان خود دارد دچار اشتباه شود با خسران مواجه خواهد شد. 3- تاکید دوباره ای دارم به مبارزه بی خشونت. به آتش کشیدن ون ها و موتورسیکلت ها و کیوسک های نیروی انتظامی مسلماً به خاموش کردن خشم آنی که از دیدن چهره خونین و در خون غلتیده هموطنانمان به وجود آمده است کمک می کند ولی نه به یک دموکراسی خواه. مسلما به چنین حرکاتی نمی توان نام دفاع از خود نهاد. همچنین است حمله به گاردهای ضدشورش که به دام ما افتاده اند. عدم خشونت یک اصل اخلاقی برای جنبش سبز است برای گذر از تاریخ صدساله خشونت در این کشور و رسیدن به آرامش. آرامشی پایدار! شخصاً هیچ علاقه ای به پیروزی جنبشی با خشونت و نفرت سی ساله نیستم. زیرا چنین جنبشی از فردای پیروزی، به عنوان نخستین گام نفرت خود را بر سر گروه بازنده اعمال خواهد کرد. 3- دعوت به تولید وانتشار آثار هنری در حمایت از جنبش سبز، همانند پوستر، پلاکارد، سرود و شعار به خصوص برای راهپیمایی بیست و دوم بهمن ماه که حتی می توان آنها در معرض نظر سنجی و مسابقه قرار داد.
ج- حداقل بخشی از نیروی جنبش باید صرف تئوریزه کردن، پیش بینی و برآورد کردن شود. به خصوص آن بخش که تجارب و دانش و سابقه ای در عرصه سیاسی، اجتماعی و هنری دارد باید پر رنگ تر عمل نموده و خط و خطوطی را به جنبش سبز پیشنهاد (و نه دیکته) کند. مصاحبه های عزت الله سحابی (1) و (2) ، پیام بنی صدر، مقاله گنجی، صحبت های سازگارا و ... را می توان از این دست نام برد. در این میان جریان بسیار باریک و کند اطلاعاتی که بین مردم در داخل ایران و با دنیای خارج وجود دارد باید به هر شکلی حفظ شود. چطور است که دولت ایران تحت شدیدترین تحریم ها برای دستیابی به تکنولوژی هسته ای قرار دارد اما به راحتی توان خرید انواع تکنولوژی های تولید پارازیت، شنود، کنترل، سرکوب و ... غیره را دارد. سرعت بسیار پایین اینترنت، از کار افتادن کانال های ماهواره ای مانند بی بی سی و فیلترینگ و از کار افتادن سایت های اطلاع رسانی مانند راه سبز هزینه قابل توجهی برای جنبش سبز در پی دارد. این شبکه ها نیازمند حمایت های مالی، معنوی و پشتیبانی های گسترده فنی هستند. رژیم ایران با اتکا به درامدهای نفتی خود اقدام به خرید تجهیزات گرانقیمت جهت کنترل و شناسایی و نابودی فعالان جنبش سبز می نماید. برای مقابله با این اعمال رژیم پیشنهاد می شود که 1- فراخوان برای ایجاد کمپین بین الملی و تحت فشار قرار دادن دولت های غربی برای تحریم فروش تجهیزات سرکوب و تجهیزات سانسور به دولت کودتایی ایران. روی صحبت اینجا با دوستانی است که دستی در ارتباط با نهادهای بین المللی حقوق بشر دارند و به پارلمان های کشورهای خارجی رفت و آمد دارند. جنبش سبز به شدت نیازمند فضایی است که بتواند پیام و صدای خود را در وهله اول به دیگر هموطنان خود در داخل کشور و در وهله دوم به تمام جهان برساند. 2- دوستان خارج از کشور که متخصص در امور اینترنت و شبکه هستند (منظورم به فوق لیسانسه های شریف و امیرکبیر و ... هست که اکنون در هاروارد و استنفورد و ... مشغولند ) که جنبش به تخصص تک تک شما عزیزان برای درهم شکستن فیلترینگ و رهایی از حمله های اینترنتی نیاز دارد. تشکیل انجمنی (FORUM) از این متخصصین از سراسر دنیا و همکاری آنها در یک انجمن امری انجام شدنی است. همچنین تقاضا و دعوت از شرکت های تولید نرم افزارهای فیلترشکن و یا فعالیت ناشناس (anonymity) برای تولید محصولات رایگان و یا قرار دادن محصولاتی رایگان برای کاربران داخل ایران برای حمایت از دموکراسی خواهی می تواند نمونه ای دیگر از راهکارها باشد. 3- اگرچه خشونت در خیابان ها جزو برنامه های جنبش سبز نیست، اما تهاجم به رژیم در فضای مجازی (اینترنت) می تواند در دستور کار جنبش سبز قرار گیرد. تشکیل گروه های هک و حمله به سایت های دروغ پراکن، دعوت از هکرهای بین الملی برای حمله به این سایت ها و غیره از مثال هایی است که می توان نام برد.
د- راه پیروزی جنبش سبز آن است که با آن زندگی کرد!

0 نظرات:

ارسال يک نظر