جواب سوال ساده است: خیر! تقریباً تمامی گروه های رنگارنگی که در طول حیات بعد جنبش سبز به این جنبش پیوسته اند به این اشاره داشته اند که از مزایای این جنبش این است که طیف وسیعی از تفکرات، اندیشه ها و مطالبات را در بر می گیرد. اما من می خواهم باز گردم به نقطه ای که جنبش سبز از آن آغاز شد و ادامه یافت تا به امروز. حقیقت این است که جنبش سبز نه از فردای بعد انتخابات، بلکه از چند ماه قبل از انتخابات با کاندیتاتوری موسوی آغاز شد. همه آنها که در آن زمان این جنبش را به راه انداختند کسانی بودند که احساس می کردند که با انتخاب مجدد احمدی نژاد کشور به روز به روز و لحظه به لحظه به ورطه نابودی نزدیک تر می شود. آنچه انکار ناپذیر است این است که تمامی آنهایی که روز انتخابات به پای صندوق رای رفتند و رای سبز خود را برای موسوی انداختند، آنهایی بودند که دلشان پیش وطنشان بود و احساس می کردند که در این برهه از زمان باید کاری بکنند برای نجات آن! اگرچه شاید با میر حسین و اندایشه های او در تضاد بودند، باز تصور می کردند که انتخاب میرحسین موسوی ترمزی خواهد بود بر بی ترمزی لجام گسیخته ای که احمدی نژاد داشت. اما در این میان گروه دومی هم بودند که باوری به این انتخابات نداشتند و آن را تحریم کردند بنا به دلایلی متعدد مثل اینکه بگذارید وضع بدتر شود و کار یکسره شود، یا اینکه نمی خواهیم صندوق رای نظام را پر کنیم. این گروه دوم اما، از فردای انتخابات با گروه اول هم صدا شدند و پا به پای جنبش سبز آمده اند تا امروز که آن را باید به فال نیک گرفت. اما چند سوال کوچک اما حیاتی اینجا باقی می ماند. فرض کنید جنبش سبزی قبل از انتخابات به وجود نمی آمد و انتخابات بنا به خواسته گروه دوم تحریم می شد، آیا این هشت ماه می توانست این گونه بگذرد که اکنون گذشت؟ خیر! تحریم انتخابات توسط گروه دوم به معنی این بود که آنها موسوی و احمدی نژاد را یکسان می پنداشتند و شاید هنوز هم می پندارند. آیا برای آنها مهم نبود که در طول این چهار سال حضور احمدی نژاد می تواند چه لطمات جبران ناپذیری به "ایران" سوای اینکه چه کسی بر آن حکومت کند بزند؟ خیر مهم نبود. آیا این طرز تفکر مصداق این نیست که "دیگی که برای من نمی جوشد بگذار سر سگ در آن بجوشد"؟ به نظر می رسد برای آنها که انتخابات را تحریم کرده بودند فضا اینگونه بوده است و هست که "ایران" وقتی اهمیت دارد که برای من هم سهمی قایل باشد وگرنه بگذار با خاک یکسان شود. از سوی دیگر کسانی بوده اند و هستند که "ایران" را در هر شرایطی سر بلند می خواهند، سوای اینکه در داخل کشور باشند و یا خارج، و یا با نظام مشکل داشته باشند و یا نداشته باشند. اگرچه جنبش سبز، ارث پدری کسی نیست، اما آنهایی که بعد از جریان انتخابات به آن پیوسته اند و نه قبل آن، حداقل باید به این اعتراف کنند که در تحلیل شرایط اشتباه کرده اند. علاوه بر آن باید نشان دهند سنگی که به سینه می زنند برای خودشان نیست، برای سرفرازی ایران است. چه در آن باشند و چه نباشند! غیر این باشد باید در نیتشان شک کرد!
0 نظرات:
ارسال يک نظر